
سلام به همه دوستان دوست داشتنی گروه.گزارش جلسه" بازی با آب" کلاس "ب...مثل بازی"با عکسهای کوچولای عزیزمون :
حاضرین این جلسه:نیکی-باران(عضو جدید)-آیسا-آیین-راشا-کسری-الای(عضوجدید)-کیاسان-بهار-مهتاب-برنا(عضو جدید)-علی-آراز(عضو جدید)- بهار(تو راهی مامان سعیده!خواهر باران).
جلسه بازی با آب با بازی های گروهی همراه با مامانها شروع شد بعد از بچه ها خواستیم که آب پاش هاشون رو بیارند.چون بیشتر زیر سه سال بودند تا متوجه جریان بشن و یه جورایی یخشون باز بشه طول کشید.
اولش آب پاش ها فقط در دستشون بود.شروع کردم به دوییدن که وای منو خیس نکنید و ....کم کم یخها آب شد و خیس شدم!
حسابی با فشار دادن آب پاشها و تلاش برای کار کردنش درگیر بودن.یه کم مامانا خیس شدن یه کم بچه ها همدیگه روخیس کردن و یه کم هم گیاهان را آب دادن.روی زمین آب می ریختند و ردّ آب رو می دیدند.نغمه جون استخرای کوچولوی بادی رو آورد و باد کردند و گذاشتیم وسط.(وقتی تو پارک حضور داریم،جمع بودن تعدادی مامان با بچه های هم سن و سال و انسجام و فعالیتها برای تمامی عابرین جالبه و با قربون صدقه رفتن بچه ها این شگفتی رو نشون میدن.حالا فکر کنید که دو تا استخر کوچک آب و یه تعداد بچه سرش در حال آب بازی چه شگفتی به بار میاره!!!!).چون به مامانا گفته بودیم ظرف آب بیارن ،در هر کیفی باز میشد یه عالمه آب بود و آب!!همه رو ریختیم تو استخر کوچولو و بچه ها رفتند سرش به آب بازی.(تازه در حین آب بازی آب کم آوردیم و نغمه جون با کالسکه راشا رفت آب آورد).خیس خیس بودن هنوز شروع نشده.آتوسا جون،دَرـ، یه ظرف آب رو سوراخ کرده بود و شیرین جون زحمت کشیدند وشیطنت کرده و تمام مامان ها رو خیس فرمودند.خلاصه که هیشکی بی نصیب و خشک نموند.بعد نی آوردیم و تو آب فوت کردند و اسباب بازی هایی که روی آب می ایستادند رو امتحان کردن و پر کردن ظرفها در اندازه های مختلف با آب و بازی با کف... و رنگ .....و خشک کردن و تعویض لباس و پذیرایی از کوچولوهای کِیف کرده.
باور کنید کلاس های ما "کلاس مادر و کودک" است.اما همون طور که توی تصاویر مشاهده می کنید مامان ها به عنوان میهمان در گروه حضور دارن و به شکل ناظر در کنار کادر ایستاده اند!!!!می خواستند فعالیت کنند اما بچه ها اونقدر با هم خوب ارتباط بر قرار کرده بودند و هم همکاری می کردند و هم دوستی که نیاز خیلی خاصی به مامانای عزیز نبود.من خودم هم از این همه آرامش و امنیت که تو بچه ها می دیدم و این همه همکاری (بدون کشمکش ) و بازی گروهی در کنار همدیگه، در عجب بودم.
جای هر کی که نیومده بود خیلی خالی بود.از نظرات دوستان در پست "شاید کمی بهتر باشد برای..."متوجه شدیم که به اونها هم مثل ما خوش گذشته و در کنار هم بودنمون برای همهگی حسابی خاطره شده.حضور آزاده عزیزو محمدعلی گل پسر بعد از دو هفته سفردر این جلسه شد مزید بر خوشحالی بیشتر.
در این جا
باز هم ازهمکاری آتوساجون و ساناز جون (که تو این دو جلسه اخیر عکاس اختصاصی گروه بودن )تشکر میکنم.
ما منتظر می مونیم تا در جلسات بعد شما رو هم ببینیم.
دوستتون دارم:نفیسه
١۵ تصویر:














